تبلیغات
فقط رپ - مطالب فروردین 1391
 
فقط رپ
صفحه نخست                 تماس با مدیر                    پست الکترونیک                   RSS                  ATOM
نوشته شده توسط علی az در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1391

مصاحبه بسیار زیبا با شاهیـــــن نجفی

 
دانلود مصاحبه 





نوع مطلب :
برچسب ها :

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای گامنو به نام از آمستردام تا تگزاس 
تنظیم : بروبکس

 

MP3 320

Az Amsterdam Ta Texas

MP3 192

Az Amsterdam Ta Texas

OGG 64

Az Amsterdam Ta Texas

 






نوع مطلب :
برچسب ها :

سبک :ترنــــــــــــــس


آهنگ احساسی و بسیار زیبای محمد بی باک به همراهی آرش نوایی به نام دیوار با آهنگسازی آرش نوایی


 

 

MP3 320

Divar

MP3 128

Divar

OGG

Divar

 

تکست آهنگ دیوار 

آرش نـــوائــــی 
بـــگــو با مـــن 
از عشقـــی که رفـــت ، از حســی که هســـت 
ازین تنهـــایــی 
بگو این بـــار تقصیره کـــی بود 
دلای کــــی بود 
پس چرا تنهام 

بگو حسه تـــو مثله تــو منو تنها نمیزاره 
نگو بین من بین تــــو تا ابد یه دیــواره 

بگو حسه تـــو مثله تــو منو تنها نمیزاره 
نگو بین من بین تــــو تا ابد یه دیــواره 

بـیـبـاکــــ 
نیستی که ببینــی نیستی ببینی نیستی که ببینــی(نیستی ببینیـــ) 
به فکره خودت بــاش 
دوره تو پره کــاش 
وقتی ازت دورم میدونــی مجبورم 
میرم آسمون واسمون ببینم چــی داره 
میدونم خدامون برامـــون هوامونا داره 
من اینجا تو یادتم و اما 
یستی که ببینــی نیستی ببینی تــو 
وقتی از دور میام بگو بدونم اینا 
کیه که مونده یارت کیه که خونده یادت 

آرش نـــوائــــی 
وقتی از دورا میام 
بگو بدونم اینا 
کیه که مونده یارت کیه که خونده یادت 

بگو حسه تـــو مثله تــو منو تنها نمیزاره 
نگو بین من بین تــــو تا ابد یه دیــواره 

بگو حسه تـــو مثله تــو منو تنها نمیزاره 
نگو بین من بین تــــو تا ابد یه دیــواره 

بـیـبـاکــــ 
این روزا خیس خیس ناجورم // یه جورائی سفت مثله آجرم من 
یه تورایی هست که من راحتم پس // یه جاهایی هست فقط با تو رفتم 
کاش ازم بخوای که نرم نرم // اونکه تورا جز غم میخواد منم منم 
فکرای ناچارن بد سرم زدن // مثه یه تفنگ که بکشی گلن گدن 
عالم آدما یادم رفت // حالم بالم با هم رفت 
یارم کارم دارم سخت // قلبم بازم بازندست 
نبوده و نیست زمونه بی ریسک // نیستی پیشمو دیگه زبونه بی ریز 
نمیکنی شیطنت و هی تنت بزنی به منو بگم ای کلک 


آرش نـــوائــــی 
حسه تـــو مثله تــو منو تنها نمیزاره 
نگو بین من بین تــــو تا ابد یه دیــواره 

بگو حسه تـــو مثله تــو منو تنها نمیزاره 
نگو بین من بین تــــو تا ابد یه دیــواره




نوع مطلب :
برچسب ها :

پـــــــــاپ 

نه رپ

**********************

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای امیر تتلو به نام الو ۲
تنظیم : نادرِ کوهستانی

 

 

MP3 320

Alo 2

MP3 128

Alo 2

OGG

Alo 2

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

دیــــــــــس به گروه زد بازی:

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای پایا به نام آهنگامون تهرانو آره با آهنگسازی پایا
در قسمت هایی از این موزیک بچه های پایدار ( عرفان ، تهم ، خشایار ، افرا ، سرکش ، لیتو )
، گروه تیک تاک ، سامی بیگی و داینامیک حضور دارند 

 

 

 

 

download





نوع مطلب :
برچسب ها :

آهنگ جدید و بسیار زیبای امیر تتلو و اردلان طعمه با نام سلام

MP3 320

hello

MP3 128

Hello





نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1391

آهنگ جدید بیگ بوی به نام اسید

به سبک electronic hiphop این کار 2 سال پیش آماده شده ولی به دلایلی تازه پخش شده

download





نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1391
«بهرام» مهاجرت برای بقاء یا مسافرت برای صفا
---
پس از سکوتی کوتاه نسخه چهارم مقاله های گروه "منتقدین" آماده گردید که به یکی دیگر از حاشیه های رپ فارسی پرداخته است.



"«بهرام» مهاجرت برای بقاء یا مسافرت برای صفا"

همیشه در طول تاریخ کارها و حرکاتی از اشخاص بزرگ و اثرگذار بحای مانده است که بعلت عدم تصریح بر علت انجام آن کارها از سوی خود همان افراد باعث بجا ماندن و پیدایش تفسیرهای مختلف از سوی دیگر افراد در توجیه و تعلیل آن کارها شده است. این روند همچنان به حیات خود در بستر این جهل ادامه میدهد و سوالهای بی جواب بسیاری را در اذهان بجای میگذارد.
از جمله مسائلی که طی چند ماه اخیر کانون توجه بسیاری از طرفداران رپ فارسی شده مسئله ی خروج "بهرام" از ایران بوده است آذر ماه سال گذشته خبر خارج شدن بهرام از ایران جامعه ی هیپ هاپ ایران رو شوکه کرد. این حرکت بهرام از یک سو هوادارانش در داخل ایران را در بهت و حیرت فرو برد و از سوی دیگر دست مایه ایی شد برای گروهی از سبک مغزان که با نیش و کنایه های خود از این کار بهرام بعنوان سندی بر بزدل بودن بهرام یاد کنند وآتش این داغ را بر دل هواداران بهرام شعله ورتر کنند. اما از آنجایی که سخیف بودن اینگونه نیش و کنایه ها بر تمامی کسانیکه با شخصیت و سابقه ی هنری بهرام آشنا بودند پوشیده نبوده و نیست تا کنون هیچگونه جوابی در قالب یک مقاله ی مستقل به اینگونه سخنان آشفته و بی اساس داده نشده بود و به گمان اینکه گذر زمان خود همه چیز را روشن میکند از کنار اینگونه مسائل بی اعتنا عبور میکردیم. اما در طی روزهای اخیر مجددا شاهد بازگو شدن این کلمات نسنجیده از سوی بعضی از افراد و حتی درلابلای کامنتهای مطرح شده در پیج رسمی بهرام بودیم که اینبار علاوه برنیش دار بودن رنگ و بوی توهین را هم به خود گرفته بود که حاکی از عدم خاموش شدن آتش کینه و عناد در سینه ی مخالفان بهرام و عدم روشن شدن اذهان فروخفته در جهلی است که ندانسته زبان به توهین گشوده اند. لذا "منتقدین" بعنوان عضو کوچکی از جامعه ی بزرگ و محترم هیپ هاپ ایران زمین برخود لازم دونست که در حد وسع و توانش و نه از روی میل و سلیقه ی شخصی بلکه به کمک کلمات و سخنان بهرام بعد از خارج شدنش از کشور به این مسئله یکبار و برای همیشه پاسخی معقول و منطقی ارائه کند.

آیا وصله ی "ترس و بزدلی" به بهرام چسبیدنی است؟؟؟

به نظر این وصله فرزند نامشروع تفکرات هرزه ایی است که نه بمنظور دادن پاسخ به "علت خروج بهرام" که بخاطر گرفتن لقمه های نیش و کنایه برای سیر کردن ذهن خالی خود لب به سخن باز کرده اند. برای پی بردن به نامشروع بودن این مولد کافی است به سابقه ی هنری بهرام و آنچه که بر او در طی این سالها گذشت نگاهی دوباره بیندازیم اما با تآمل بیشتر. 

"در سال 1386 تک آهنگ "نامه ایی به رییس جمهور" توسط بهرام اجرا شد که بی شک یکی از اثرگذارترین آهنگهای تاریخ رپ فارس است و فصلی تازه در مسیر موسیقی انتقادی به روی علاقمندان این سبک گشود بنحوی که بعد از آن خواننده های دیگری با الگو گرفتن از آن, آهنگهای دیگری منتشر کردند.اما در چه فضایی "بهرام" لب به خواندن آن اشعار گشود؟ در فضایی که رییس جمهور وقت از محبوبیت بالایی نزد اذهان عمومی برخوردار است .... آری در این فضا بهرام زبان به انتقاد از رییس جمهور گشود و با کلماتش اعتراض نسل خود را فریاد کشید. کلماتی که علاوه بر اینکه حاکی از بینش عمیق او نسبت به مسائل اطرافش بود حاوی مضامین و کلماتی بود که برای بسیاری از هنرمندان حتی تصور مطرح کردنشان در چنان فضایی آن هم در داخل کشور تصوری محال بنظر می رسید. اما بهرام خواند و در ایران ماند علیرغم اینکه کانون توجه بسیاری از محافل شد. سال بعد در شرایطی که دیگر بهرام خواننده ی پرآوازه ایی شده است و نظرهای بیشتری اعم ار موافق و مخالف بسمت او جلب شده باز بهرام سکوت نمیکند و اینبار در مرداد 1387 با پخش آلبوم 24ساعت, صدای انتقاد نسل خود در قالب الفاظ آهنگ تا ابد جاویدان "اینجا ایرانه" میشود. آهنگی که اینبار در آن تیزی قلم بهرام اعتراضات عمیق تری را مطرح میکند. بی شک در نظر عده ایی خواندن این آهنگ از طرف بهرام در آن شرایط و در داخل کشور نوعی دیوانگی محسوب میشد اما بهرام نه در لس آنجلس و نه در اروپا بلکه در تهران لب به انتقاد گشود و این شاهکار هنری را به جامعه ی هیپ هاپ کشور هدیه کرد و نه تنها بعد از اینکار ایران را ترک نکرد بلکه هم چنان در ایران ماند تا اینکه چندی بعد بازداشت شد. 



برای اذهان به دور از تشویش و تعصب همین مقدار کافی است تا یقین کنند که وصله ی "ترس و بزدلی" چیزی جز آن فرزند نامشروع نیست اما برای دریدن لباس تعصب و جهل از اندام افکارهرزه گو چند سطری به این کلمات اضافه میکنم ولو باعث اطاله ی کلام شود.
"بهرام همچنان به فعالیت هنری خودش در داخل کشور ادامه میدهد تا اینکه در اسفند ماه 1387 بهمراه احسان آتور دستگیر و بازداشت میشود" 
داستان زندان رفتن بهرام رو تقریبا همه ی طرفداران هیپ هاپ فارسی میدونن و اینجا قصد بازگو کردن همون مسائل تکراری رو نداریم اما برای نتیجه گیری بهتر تو این مقاله قصد داریم از زاویه ایی دیگر به جریان دستگیری بهرام نگاه کنیم.

در ابتدا ممکنه اذهان آشفته ی منتقدنماهای رپ فارس اینگونه اشکال کنند که اگر صرف زندان رفتن مطرح باشد, خواننده های دیگری هم بخاطر فعالیتهایشان مزه ی دستگیری رو چشیده اند. 
در جواب به این اشکال باید گفت حساسیت بازداشت شدن بهرام از آن جهت است که بهرام مستقیما از سوی اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. روشن است که جنس این بازداشت با جنس بازداشت های نیروی انتظامی فرق دارد و مزه ی سلول های انفرادی زندان اوین با بازداشتگاههای کلانتریها متفاوت است. و این برخورد میتواند حاوی معانی بسیاری اعم از مشکلات حین و بعد از بازداشت باشد. در اینباره بهترین حرفها و توضیحات از زبان خود بهرام بیان شده است. بهرام در مصاحبه ی خود با مجله ی معتبر "رولینگ استون" اینگونه از روزهای بازداشت خود یاد میکند:

"من و احسان را درسلول های انفرادی انداخته بودند.چراغ بالای سرم در تمام ساعات شبانه روز روشن بود.در سلول من تنها چیزی که یافت میشد یک قرآن..یک مفاتیح و یک فرش کهنه و مندرس بود نه تختی در کار بود و نه متکایی و یا حتی ملحفه ایی. در طول مدت انفرادی صداهای وحشتناک بسیاری از بیرون به گوشم می رسید از صدای فریادها و جیغهای بلند تا صدای گریه و ناله ی دائمی فردی که در سلول انفرادی مجاور من به سر میبرد.درطول مدتی که در انفرادی بسر بردم به یاد ندارم حتی لحظه ایی خوابیده باشم و شرایط روز به روز بدتر میشد.بعد از سه روز بهمراه دو نفر دیگر به سلولی به ابعاد دومتر مربع منتقل شدم که به سختی میتوانستیم حتی برای ساعاتی بخوابیم..." 



تصور کردن اینگونه فضایی به تنهایی کافی است برای ایجاد رعب وحشت در دل هر انسانی.اما ببینیم احسان آتور در اینباره چه میگوید. احسان شش ماه بعد از آزاد شدنش اینگونه از زندان رفتنش یاد میکند: 
"شش ماه قبل همچین ساعت هایی احتمالا من پای کامپیوترم تو خونه ی خودم در حال کار کردن بودم یا شاید تو خونه ی خودم در حال راه رفتن و فکر کردن بودم ولی چیزی که مشخصه اینه که تنها چیزی که بهش فکر نمیکردم این بوده که فردا حدود ساعت 8 صبح قراره زندگیم عوض بشه یا حداقل روند عوض شدنش شروع بشه. اون روزا به آرامش رسیده بودم با اینکه خیلی سرم شلوغ بود. مسئولیت زیادی رو دوشم بود چیزی که این روزا خیلی باهاش غریبم. هیچوقت فکر نمیکردم یک هفته میتواند انقدر تو زندگی یه نفر تاثیر داشته باشه.البته فرداش من جایی بودم که اولین بار یه نفر بهم گفت "نابغه" که البته فهمیدم اگه واقعا راست گفته باشه این میتونه خیلی به ضررم باشه.جایی که هنوز وقتی میخوابم خودم رو اونجا می بینم که البته من این رو بهش میگم کابوس. جایی که شنیدن صدای یه آشنا میتونه خوشحال کننده ترین چیز تو دنیا باشه یا حتی یه لیوان چای سرد بعد از ساعتها نوشتن میتونه لذت بخش باشه.جایی که که بیشتر از همه ی عمرم انگشت زدم و امضا کردم.جایی که اگه بخوام راجبش بنویسم تمومی نداره.ولی شیش ماه پیش وقتی میخوابیدم فکرای بزرگی تو سرم بود ولی نه به بزرگی سلول انفرادی." 

و بعد از گذشت یکسال احسان دوباره با این الفاظ تلخ از دوران زندانش یاد میکند:
 

"امروز سالگرد بازداشت شدن من.سال عجیبی گذشت فقط امیدوارم از این عجیب تر نشه.شاید این روزها صحبت از یک هفته بازداشت و سه روز انفرادی و تاثیراتی که این میتونه تو زندگی یه نفر داشته باشه واقعا برای شما خنده دار باشه.من اساس زندگیم رو بر احترام قرار دادم.احترام میذارم تا بهم احترام بذارن ولی می بینم آدمها تا چه حد میتونن بهم بی احترامی کنن.تصور کنید یک هنرمند رو چشماشو میبندن و بهش دست بند میزنن. از این هنرمند چی باقی میمونه؟ درسته اون روزا کم بود ولی تاثیرش با من تا آخرعمر باقی میمونه و من هنوز وقتی میخوابم خودم رو توی انفرادی می بینم .واقعا نمی تونم بنویسم.ایکاش بهتر میتونستم احساسم رو منتقل کنم..." 

مجله ی "رولینگ استون" در بخشی از مقاله ی خودش اینگونه میگوید: 

"بهرام در زیر فشار متعهد میشود که حق خواندن هیچ آهنگی را ندارد.بعلاوه حق مصاحبه با هیچ شبکه ی رادیویی,تلویزیونی و هیچ روزنامه ایی را ندارد." 
غرض آنکه بهرام با وجود فشارها وسختی هایی که دردوران بازداشت کشید و مسائلی که بعد ازآزادشدنش برایش پیش آمد که همگی از تبعات دستگیری اش بود باز هم در ایران ماند و دو سال بعد آلبوم همیشه ماندگار "سکوت" را با وجود تمام مشکلات به رپ فارس هدیه کرد. 



اما چه شد که بهرام برای همیشه ایران را ترک کرد؟؟؟

گرچه برای هر انسان منصف و بی غرضی آنچه که تا کنون بیان شد خود بهترین دلیل برای خروج بهرام از کشور تلقی میشود و خواننده ی فهیم بیش از این نیاز به توضیح و دلیل ندارد - چون روشن است که چه شرایطی برزندگی شخصی و هنری بهرام سایه افکنده بود, شرایطی که خیلی از افراد با داشتن قطره ایی از آن و یا تنها شنیدن حرف آن بسرعت از کشور خارج میشوند- ولی اینجا به جواب خود بهرام به این سوال که در مصاحبه اش با نصیر مشکوری بیان کرده اشاره میکنیم و همین جواب را کافی میدانیم برای خواننده ی عاقل ونکته بین خود. 
"نصیر مشکوری: دلم میخواد بدونم بعد از انتشار آلبوم "سکوت"چه شد که احساس کردی دیگه به زندگی هنری و تصمیم گرفتی از ایران خارج بشی؟

بهرام: من به جایی رسیدم که دیدم حتی پشت تلفن هم نمیتوانم راحت حرف بزنم . جایی که دیدم مغزم پرشده از چیزهایی که فقط یه فضایی از من رو اشغال کردن تا جا برای مسائل مهمتر کم بیاد.سه سال تو این شرایط زیر فشار امنیتی زندگی کردم تا اینکه تصمیم گرفتم از ایران خارج بشم. بهترین راه برای اینکه حال و روز من رو در این مدت درک کنید شنیدن آلبوم "سکوت" هست و از این جهت این مجموعه مفهوم زیادی برای خود من داره." 

آیا واقعا بهرام تحت نظر بود؟؟ 

گرچه با وجود تمامی کلماتی که تا بحال بیان شدبرهیچ دیده ی تیز بین و منصفی جای انکار این حقیقت باقی نمیمونه ولی باز به گوشه ایی از مقاله ی منتشر شده در مجله "رولینگ استون" اشاره میکنم که نگارنده ی آن مقاله در آنجا به این موضوع اشاره میکنه و همین موضوع رو مانعی برای ملاقاتش با بهرام تو تهران ذکر میکند: 

"...در ابتدا سعی کردم بهرام را در پارک زیبای لاله ملاقات کنم در روزهایی که داشت به سمت انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری نزدیک میشد.سال گذشته دیوار رکوردز ششمین آلبوم بهرام تحت عنوان "24ساعت" را منتشر کرده بود. آلبومی که به نحو خیره کننده ایی روانی زبان فارسی را دقیقا نمایان کرد و من هم یکی از طرفداران بهرام شدم.اما در آن زمان بهرام از نزدیک تحت نظربود بنحوی که دیده شدن او با من _یک زن خارجی_ میتوانست هر دوی ما را به خطر بیندازد. در طول هفته ها زندانهای ایران پر شدازهزاران معترض به انتخابات و همچنان اصرار بر تهدید کردن بهرام و همکار سابقش احسان به گذراندن سالها در زندان بخاطر فعالیتهای هیپ هاپی وجود داشت..." 



بیش از این اطاله ی کلام نتیجه ایی جز ملالت خاطر شنونده ی تیزهوش و باریک بین ما بهمراه نخواهد داشت. امیدوارم با خواندن این سطور بر همگان برای همیشه روشن شود که مهاجرت بهرام نه برای تفرج و فرار از مشکلات زندگی بود که برای بقاء زندگی هنری اش بود. امید که این مقاله اولا بتواند ولو بسیار ناچیز نوعی قدردانی باشد از هنرمندی چون بهرام که به قیمت از دست دادن راحتی و آسایش خود زمینه ی پیشرفت هیپ هاپ فارس را فراهم کرد و ثانیا چراغی باشد برای اذهان دوستداران هیپ هاپ ایران زمین در راه کوره هایی که هیپ هاپ نماها و معاندان این فرهنگ در مسیر این جنبش ایجاد کرده و خواهند کرد.
نظرات خود را در پائین صفحه برای ما ارسال کنید

-----
این متن توسط تیم منتقدین و با نظارت و تائید تعدادی از نوازندگان و رپرهای محبوب ایران آماده شده که جای تقدیر و تشکر از این عزیزان را دارد. شما می توانید پیشنهادات و انتقادات و اللخصوص موضوعاتی که میخواهید موضوع بحث ما قرار بگیرد را برای ما ارسال کنید تا به مطلب مورد نظر شما نیز پرداخته بشه. در پائین صفحه نیز در قسمت (موضوعات مرتبط) میتوانید مقاله های قبلی ما را مشاهده کنید.
با تشکر از حمایت بی نظیر شما 
ایمیل ارتباط با گروه منتقدین: Montaghedin@hotmail.com




نوع مطلب :
برچسب ها :

آلبوم جدید ، کوتاه (EP) و زیبای علی اوج بنام روزهای من

  آهنگساز : کیومرث

 

khastam

Inja khiaboone

Bego






نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391
یــکـــ پـکـــ 21 تــایــی از عـکســای سـروش 

 

download 




نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391
تیزر کنسرت شاهین نجفی با همراهی شاهرخ که در پانزدهم آوریل 2012 در سالن NACHTRESIDENZ شهر دوسلدورف آلمان برگزار خواهد شد
در این ویدیو شاهین نجفی در مورد این کنسرت توضیحاتی می دهد



SHAHIN & SHAHROKH
LIVE IN DÜSSELDORF NACHTRESIDENZ ,
15 APRIL 2012
TICKETS & INFOLINE :
+49 178 45 86 817
WWW.WESTTICKET.DE
 


Save As Target

Download Video Server 1

Download Video Server 2 
 
Download Pic Poster Concert





نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391
مصاحبه جدید و جذاب شاهین نجفی و شاهرخ مشکین قلم با دویچه وله (رادیو آلمان) درباره همکاری مشترک و آلبوم هیچ هیچ هیچ که مصاحبه گر اینکار بر عهده شهرام احدی و تحریریه کار هم با پارسا بیات بوده (به همراه متن مصاحبه )



Save Target As

Download MP3 Server 2 

شاهین نجفی، هنرمند فعال در عرصه موسیقی غیرمتعارف ایرانی، برای معرفی آلبوم جدیدش با عنوان "هیچ هیچ هیچ" به روی صحنه می‌رود. گروه ۱۲ نفره شاهرخ مشکین‌قلم، رقصنده‌ی برجسته‌ی ایرانی، نجفی را همراهی می‌کند.

"هیچ هیچ هیچ" نام آلبومی است که شاهین نجفی، هنرمند فعال در عرصه موسیقی رپ و غیرمتعارف ایرانی، به تازگی انتشار داده و از لحاظ سبک با کارهای پیشین او متفاوت است. او قرار است برای معرفی این کار تازه در روز ۱۵ آوریل در شهر دوسلدروف به روی صحنه برود، البته با همراهی یک گروه ۱۲ نفره و استفاده از سازهای زهی و همچنین با همراهی و همکاری شاهرخ مشکین‌قلم، رقصنده‌ی برجسته‌ی ایرانی که تا کنون بیش از همه آثار کلاسیک و فولکلور ایرانی را با هنر رقص پیوند داده است. شاهین و شاهرخ در گفت‌وگو با دویچه وله از کم و کیف آلبوم جدید، آشنایی و همکاری خود می‌گویند.

بشنوید: گپی با شاهین نجفی و شاهرخ مشکین‌قلم

دویچه وله: صحبتمان را از خود آلبوم شروع کنیم که از لحاظ سبک موسیقی و همین‌طور مقداری از لحاظ شعر، با آلبوم‌های قبلی متفاوت است. موسیقی ترانه‌ها نسبتاً ملایم هستند. در آن‌ها فضای موسیقی پاپ هست، راک هست، سنتی هست، موسیقی ملل و حتی کلزمر هست. شاهین جان، می‌خواستی طیف تجربیات‌ات را گسترش بدهی یا این‌که حس کردی این سبک بیشتر می‌تواند برای تو جوابگو باشد؟

شاهین نجفی: مقداری بحث تجربه بود و من به نوعی می‌خواستم این تجربه را انجام بدهم. اما چون آن‌چه در این کار مشترک بود، شعرها و ترانه‌ها بودند، فکر می‌کردم چه چیزی می‌تواند این اتصال را در موسیقی قوی‌تر کند. برای همین، آن ساختارگریزی‌ای که در شعر می‌بینیم، تلاش کردیم در موسیقی هم به همین نحو باشد. حال چه توی تریپ‌هاپ، چه در رگه‌هایی که از راک می‌آمد و چه کارهایی که می‌توانست به جاز شباهت داشته باشد. با این حال، من خودم شخصاً نمی‌توانم آلبوم را در یک یا چند ژانر خاص تقسیم کنم و فکر می‌کنم این درهم‌آمیختگی وجود دارد و بر اساس این‌که کار مدرن بود، بحث در مورد سبک‌ها، دیگر از معنی می‌افتد.

شاهرخ جان، شما با کارهای مختلف شاهین، کارهای قدیمی‌اش و همین‌طور آخرین کارش آشنا هستید. به سلیقه‌ی شخصی، کدام را بیشتر می‌پسندید؟

شاهرخ مشکین‌قلم: راست‌اش را بخواهید، من نمی‌توانم ادعا کنم که همه‌ی کارهای شاهین را شنیده‌ام. منتها چند تا از کارهایش را که شنیده‌ام و آلبوم آخرش "هیچ هیچ هیچ" را که لطف کرد برایم فرستاد تا بتوانم روی آن کار کنم، در این کارها آن‌چه مجذوبش شدم، متنی است که زیر کار هست. چیزی که باعث شد در من این جرقه زده شود که با همدیگر همکاری کنیم، تعهد نهفته در متن کار بود. چون من هیچ‌وقت چنین تجربه‌ای نداشته‌ام که با موسیقی پاپ یا مدرن رابطه‌ای برقرار کنم که بتوانم با آن برقصم.

اما آن‌چه در این همکاری برای من واقعاً حیاتی بود، تعهدی بود که در متن کارها نهفته بود خود من را هم به شکلی به چالش می‌کشید که چگونه می‌تواند من را، دیدگاهم و کارم را بعد از این همه تجربه که سال‌هاست می‌شود گفت دارم به صورت سنتی روی موسیقی کلاسیک فارسی یا روی اشعار کلاسیک فارسی کار می‌کنم، دگرگون کند و بتوانم در تاریخچه‌ی هنری کوچک خودم به جای دیگری پنجه بیاندازم.

من می‌توانم الان انتخاب یا سلیقه‌ی خودم را به سادگی برشمارم، ولی در نهایت دلم می‌خواهد که این سورپریز را حداقل تا بعد از اولین اجرای‌مان محفوظ نگه دارم. دلم می‌خواهد این اتفاق برای اولین بار که دارد می‌افتد، آزادانه بیافتد.

به همکاری‌ شما هم خواهیم پرداخت، اما پیشتر برسیم به مضامین ترانه‌ها، چون صحبت از آن به میان آمد. شاهین جان، در این آلبوم فقط سه شعر از خودت هست و سایر شعرها از دیگران. انتخاب شعرها به چه ترتیب بود؟ آیا تو دنبال مضامین مشخصی بودی که به نوعی با هم پیوند داشته باشند؟ چون حس می‌کنم شعرها نسبت به گذشته، کمی شخصی‌تر هستند.

شاهین نجفی: دقیقاً. واقعیت‌اش این است که این ۱۰ تا کار از بین حدود ۳۰ تا کار انتخاب شده است. آن‌چه در همه‌ی این‌ها مشترک است، این است که به نوعی هرکدام‌شان به یک سال و اندی گذشته‌ی من برمی‌گردد و در واقع، درست است که شعر ممکن است مال فرد دیگری باشد (از یغما یا مهدی موسوی)، ولی تأثیرش روی من به شدت شخصی بود و به زندگی شخصی من ارتباط مستقیم پیدا می‌کرد و گاهاً این‌گونه بود که انگار این چند نفر پیامبرگونه آن‌ سوی کره‌ی زمین نشسته‌اند و برای زندگی من شعر گفته‌اند…

یعنی این آلبوم آینه‌ی زندگی یک سال و نیم گذشته‌ی توست؟

شاهین نجفی: در بسیاری از کارهایی که من در این آلبوم اجرا کرده‌ام، این‌طوری است. مثلا در "بعد از تو"، مهدی موسوی یک‌بار ترجیع‌بند (رفرنس) کار را برای من اس‌ام‌اس کرده بود و من همان‌جا آهنگ را توی ذهن‌ام ساختم و به او گفتم که کل کار را بفرستد. این‌جور اتفاق افتاد.

آهنگ‌ها از خودت و تنظیم‌ها هم از مجید کاظمی و بابک خزایی هستند. تو وقتی روی شعرهای خودت کار می‌کنی، طبیعتاً دستت باز است، می‌توانی در کارها دست ببری، بالا و پایین کنی، حذف کنی، اضافه کنی … اما کار روی شعر دیگران، شاید مشکلات خاص خود را داشته باشد. حقیقتاً با شعرهای خودت بیشتر کلنجار رفته‌ای تا حاصل همان چیزی بشود که می‌خواهی، یا با سروده‌های دیگران؟

شاهین نجفی: اول باید بگویم که هر چهار نفر این دوستان، یعنی فاطمه‌ اختصاری، افشین مقدم، یغما گلرویی و مهدی موسوی، این آزادی را در اختیار من گذاشتند که من هر کاری که می‌خواهم با شعرشان انجام بدهم. ولی خود من بر اساس احترامی که نسبت به آنچه شاعر نوشته دارم، روی کارهای خودم بیشتر جراحی می‌کنم تا روی کاری که از کس دیگری باشد. واقعیت هم این است که این اولین‌‌بار است که من کاری را به صورت مجموعه‌ی شعر از کسی خوانده‌ام و پیش از این فقط کار "شاعر تمام شده" از مهدی [موسوی] را خوانده بودم. من تا به‌حال شعر از کسی اجرا نکرده بودم.


اسم یکی از قطعات آلبوم جدیدت "فیس‌بوک" است. ضریب اعتیادت به فیس‌بوک چه اندازه است؟

شاهین نجفی: الان خیلی کم‌تر شده…

قبلاً چقدر بود؟ یعنی داریم صحبت چقدر تا چقدر را می‌کنیم؟

شاهین نجفی: دوره‌هایی بود که من درگیر می‌شدم و برای من نه فقط فیس‌بوک، بلکه گوگل و… گاهی فراتر از یک دنیای مجازی می‌شد و خیلی برایم جالب بود. ولی از یک طرف احساس می‌کردم که خطرناک است. یعنی اگر می‌خواستیم از دید اومبرتو اکو به قضیه نگاه کنیم، می‌گفتم در طول روز چقدر اطلاعات و باید بگویم اطلاعات بیهوده به انسان داده می‌شود و مغز انسان را درگیر می‌کند.

البته از طرف دیگر هم فکر می‌کردم که این‌ برای ارتباطات مهم است. یعنی حداقل برای کار ما خیلی مهم بود. به خاطر همین، به صورت شخصی از فیس‌بوک بیرون آمده‌ام و فقط فضایی است که دوستان آن را هدایت می‌کنند و خودم هم گاهاً نگاه می‌کنم.

شاهرخ جان، شما چه رابطه‌ای با فیس‌بوک دارید؟

شاهرخ مشکین‌قلم: من متأسفانه یا خوشبختانه شدیداً درگیرش هستم. طوری که به صورت اعتیادگونه با آن رابطه دارم. چشم‌هایم را که از خواب باز می‌کنم، اولین‌ کاری که می‌کنم، تلفن‌ام را باز می‌کنم می‌روم روی فیس‌بوک. شب هم آخرین لحظات‌ام روی فیس‌بوک است. تازه بدبختی این است که همه هم می‌توانند کنترل کنند. مثلاً فوری برایم می‌نویسند: «اِه…اِه… تا ساعت شش بیدار بودی؟».

به‌هرحال خیلی مشکل است. نمی‌دانم چگونه می‌توان به راحتی از این اعتیاد گذشت. ولی چیزی که برای من جالب است، این درهای باز است؛ این که هویت آدم برملا باشد و در این‌جا هویت‌هایی را که به صورت مجازی و دروغین می‌پوشانند، این پرده‌هایی را که مردم به چهره می‌کشند و به دروغ فکر می‌کنند این حجابی را که بر سرشان می‌اندازند، مانع دیدن درون پلیدشان یا حتی درون‌های زیبای‌شان می‌تواند بشود، برملا می‌شود. شاید این اولین بار است که این اتفاق دارد می‌افتد.

ما تا به حال چنین اتفاقی را در فرهنگ‌مان نداشته‌ایم که بتواند همه چیز را از درون خانه‌مان بیرون بریزد و درون‌مان را هویدا کند. ما همیشه فرهنگ پوشش را داشته‌ایم و پرده در خانه‌های‌مان آویزان بوده. شاید یکی از دلایل عقب‌افتادگی و بدبختی جامعه‌ی ما از همین باشد که این‌قدر به خودمان دروغ گفته‌ایم.

برگردیم به خود آلبوم؛ شاهین جان تو اشاره کرده بودی که این قطعات بازتابنده‌ی آن چیزی است که بر تو در یک سال و نیم گذشته، گذشته و یک سری از شعرها از خودت و یک سری هم از دیگران هستند. آیا در بین شعرها، شعرهایی بوده‌اند که حرف دلت را بهتر از آن چیزی که خودت زده‌ای، زده‌اند؟

شاهین نجفی: یقیناً، من اصلی دارم و آن این‌که من کاری را قرار است بخوانم که یا آن کار را من نمی‌توانستم انجام بدهم و بنویسم یا این‌که آن شخص بهتر از من، این‌کار را کرده است. در همه‌ی کارها این‌طور بوده: در "رانندگی"، "مستی"، "سگ هار"، "بکنیم"، "ناگهان"، "درد شخصی"، "ممیز صفر" و "بعد از تو". اما با این حال، شخصاً در کار "ناگهان" عملاً من حسادت کردم به مهدی موسوی…

حسادت مثبت…

شاهین نجفی: آره دیگه. یعنی این‌‌جور با خودم حرف می‌زدم که ای کاش این‌کار را من خودم نوشته بودم.


در یکی از صحبت‌هایی که در گذشته داشتیم، گفته بودی که در ایران قرآن قرائت می‌کردی و از تأثیراتی که این تجربه روی تو گذاشته صحبت کردی. در این آلبوم جدید چقدر توانستی از این تأثیرات و تجربیات استفاده کنی؟ یا اصلاً نقشی نداشته؟

شاهین نجفی: چرا؛ مشخصاً در کار "ممیز صفر" ما از سه چهار تا تم استفاده کردیم. چه رگه‌هایی از بلوز، نت‌های پنتاتونیک و چه دستگاه‌های عرب و گاه دستگاه‌های ایرانی و خُب قرآن هم روی دستگاه عرب می‌چرخد. به صورت صداهای بک (پشت) ما از آن استفاده کردیم که شما وقتی گوش می‌کنید، متوجه می‌شوید که از چند صدا دارد استفاده می‌شود. فکر می‌کنم تأثیر قرائت قرآن و آواهای آن در قطعه "ممیز صفر" مشخصاً هست.

شاهین نجفی کمی آرام‌تر شده یا آتش زیر خاکستر است، دست‌کم از لحاظ سبک و کار موسیقی؟

شاهین نجفی: این آلبوم شاهین نجفی یک سال گذشته بود. ولی وقتی کارهای‌ام را نگاه می‌کنم، می‌بینم که همین‌طوری به اندازه‌ی یک آلبوم دیگر کار آماده دارم. ولی تصمیم نداریم آلبوم بدهیم، قطعه منتشر می‌کنم و کارها هم شکل‌شان عوض می‌شود. یعنی این آرامش دیگر در آن کارها نیست.

بپردازیم به اجرایی که قرار است روز پانزدهم آوریل در شهر دوسلدورف داشته باشید. خیلی چیزها در این کنسرت با برنامه‌های قدیمی فرق می‌کند؛ از جمله قرار است از گروه خیلی بزرگ‌تری استفاده کنید.

شاهین نجفی: ما تلاش‌مان را کردیم و اصرار حتی داشتیم که بیاییم کاری انجام بدهیم که شاید با جرأت می‌توانیم بگوییم که به جز موسیقی سنتی یا موسیقی ارکسترال ما، حداقل در موسیقی پاپ، انجام نمی‌شود. الان قدیمی‌ترین خواننده‌های ایرانی، آن‌هایی که چندهزار نفر آدم به سالن‌ها می‌کشانند، حداقل با شش تا ساز روی سن می‌روند و ما فقط چهار تا ساز زهی داریم، کلارینت، گیتار، باس، درام، پرکاشن و در مجموع ۱۲ نفر هستیم با همراه شاهرخ که در چند کار با رقص قطعات را همراهی می‌کند.

شاهرخ جان، فعالیت اصلی‌ شما روی مضامین کلاسیک است، ولی در عرصه‌ی موسیقی غیرکلاسیک، مثلاً در موسیقی پاپ، همکاری با خانم گوگوش، از جمله تجربیات دیگرتان است. کار با شاهین تا چه اندازه دنیای کشف نشده برای خود شماست؟

شاهرخ مشکین‌قلم: فکر می‌کنم کار با گوگوش در قطعه‌ی "من و گنجشک‌های خونه" که به صورت کار ویدئویی بود و دوست نازنین‌ام، احمد کیارستمی کار ویدئوی آن را تنظیم کرد، تنها تجربه‌ام با موسیقی پاپ بود و من قبلاً هیچ تجربه‌ی دیگری با این موسیقی نداشتم. تازه علت این کار هم نزدیکی بی‌حدش به سبک موسیقی فلامینکو و باز یک رابطه‌ی احساسی، سنتی و نوستالژیکی که این قطعه با من داشت، بود که من با این قطعه از بچگی مثل یک لالایی بزرگ شده بودم.

از طرف دیگر، این قطعه کار بابک امینی است که کارش، کار گیتار سولو است و خیلی فرق دارد با کاری که الان با شاهین دارم انجام می‌دهم. برای همین، کار با شاهین اولین اتفاق و اولین برخورد واقعی من با موسیقی پاپ به صورت عمومی است. واقعی‌تر هم این است من آن‌قدر احساس نگرانی دارم که این شور و هیجان می‌تواند مثبت باشد در من که این اتفاق دارد برای من می‌افتد. کما این‌که تقریباً هرکدام از دوستان‌ام که از طریق فیس‌بوک یا از طریق دیگری متوجه این خبر شده‌اند، به من زنگ می‌زنند و با کمال تعجب می‌گویند: «این داستان چیه؟ آیا واقعیه؟ مگر چنین چیزی ممکنه؟…»

راست‌اش من هم از این برنامه باخبر شدم، مضامین شعر را می‌خواندم، آهنگ‌ها را گوش می‌دادم، تصاویر شما هم از گذشته و از کارهای مختلف توی ذهن‌ام بود و سعی می‌کردم این‌ها را از روی کنجکاوی به شکلی با هم پیوند بدهم. اما حقیقتاً کار ساده‌ای نیست.

شاهرخ مشکین‌قلم: آره، برای من هم کار ساده‌ای نیست. اتفاقاً چیزی که برای من جالب است، همین نبودن سادگی است. من از هر چیزی که ساده و آسان به دست می‌آید، منزجرم. همیشه من به دنبال چیزی گشته‌ام که کمی مرا قلقلک‌ام بدهد و یک جایی مثل مانعی باشد که مرا وادار کند که از روی آن بپرم. هرچیزی که به سهولت می‌رسد، مقداری روتین می‌شود و هم برای بیننده و هم برای مجری کار خسته‌ کننده است و من گهگاه خسته‌ام از این‌که باز دوباره مرا بطلبند و به‌خاطر شمایلم، به خاطر موی بلندم … رُلی به من پیشنهاد بدهند که در نقش حضرت عیسی بازی کنم. این خسته کننده است!

من دلم می‌خواهد در نقش یک غورباقه بازی کنم. آن‌جاست که کار و هنر من به چالش کشیده می‌شود. اتفاقی که این‌جا دارد می‌افتد، این است که من را وادار می‌کند… هرچه بیشتر این موسیقی‌هایی که قرار است روی آنها برقصم را گوش می‌دهم، بیشتر مغزم داغ می‌کند که من چه کار می‌توانم آن‌جا انجام بدهم.

برای نمونه بگویم که من قطعه‌ی "علی مردان" را چند بار روی یوتیوب نگاه کردم، دقت می‌کردم که حرکات بدن شما چگونه با مضمونی که دارد می‌آید هماهنگی دارد. مضمون کاملاً سنتی، نه به معنای منفی کلمه، بلکه مضمون شسته رفته‌ی فولکور. در صورتی که کلماتی که در کارهای شاهین استفاده شده، چیزهای کاملاً امروزی است و زبان امروزی. تا چه اندازه سخت است که آدم حرکات را با این متن هماهنگ کند؟

شاهرخ مشکین‌قلم: راست‌اش را بخواهید، نگرانی‌ام از آن نیست ... نگرانی من واقعاً از این نیست. از این‌که در کل آیا نتیجه‌ای که… مثلاً در آشپزی، یک آشپز مزه‌ها و سلیقه‌ها را می‌شناسد. مثلاً من می‌دانم که ترکیب زردچوبه با بادمجان چیز افتضاحی از آب درمی‌آید. پس اگر قرار باشد غذایی درست کنم که محتوی بادمجان باشد و بخواهم از ادویه‌ای استفاده کنم، می‌دانم که ترجیحاً باید به جای زردچوبه، ادویه‌ی دیگری را به کار بگیرم.

چیز‌هایی هست که دست آدم است، یعنی آدم می‌داند قرار است چه اتفاقی بیافتد، به خاطر این‌که تجربه دارد. چیزهایی را که نباید انجام داد، به خاطر این‌که نتیجه‌اش واضح است را می‌دانم چیست. از آن‌ها واهمه ندارم. ولی آن‌چه از آن واهمه دارم، آن‌جایی است که تو به عنوان یک آشپز حرفه‌ای پرتجربه تصور می‌کنی که زعفران با گلاب، همیشه نتیجه‌ی مثبتی به سلیقه‌ی شرقی و ایرانی من می‌دهد، بعد وقتی شیرینی به پایان می‌رسد، متوجه می‌شوی که آخ… آخ… چیز بسیار ضایعی شد. آن‌جاست که یک آشپز همیشه دل‌اش می‌لرزد از یک کشف جدید، از یک اختراع جدید.

من این دلهره را دارم و فکر می‌کنم این دلهره لازمه‌ی هر هنرمندی است که خیال‌اش آن‌قدرها هم آسوده نباشد. به‌خاطر این‌که همیشه اتفاق‌هایی می‌افتد که این اتفاق‌ها شیرین و پسندیده است در هنر زنده؛ وگرنه اگر کار ضبط می‌کردیم، نگاه‌اش می‌کردیم و می‌دیدیم که کار مورد پسندمان هست و خیال‌مان جمع است که مردم آن را خواهند پسندید. ولی کاری که زنده انجام می‌دهی، همیشه این تبصره در آن وجود دارد که یک لحظه، یک اتفاق بیافتد که از کنترل تو خارج است و مورد پسند بیننده‌ها‌یت قرار نخواهد گرفت و تو در واقع آن‌جاست که می‌توانی رشد کنی و بزرگ بشوی. آن‌جایی که مردم تو را نپسندند و تو مجبور بشوی به جای دیگری سفر کنی.

پیشنهاد چنین همکاری‌ای اصلاً از کی بود؟ از شما شاهرخ جان؟ یا شاهین پیشنهاد کرده بود که چنین کاری را ترکیب کنید؟

شاهرخ مشکین‌قلم: یادم نمی‌آید… شاهرخ پیشنهاد از کی بود؟!

شاهین نجفی: پیشنهاد از طرف یکی از دوستان‌ام بود.

پس شما هر دو بی‌گناهید…

شاهین نجفی: در واقع، در جمع این پیشنهاد مطرح شد. ولی خود من وقتی اولین بار کار "من و گنجشک‌های خونه" از آقای شماعی‌زاده و خانم گوگوش را با شاهرخ دیدم، برای من هم این‌جوری بود که چقدر رقص شاهرخ می‌تواند گستره‌ی بزرگ‌تری داشته باشد و چه فازهای جدیدی را می‌تواند تجربه کند.

به خاطر همین، فکر کردم این کار را ما هم می‌توانیم انجام بدهیم و اگر این اتفاق بیافتد، شاید اتفاق نیکی باشد. سعی‌مان این بود ببینیم که کدام کارها می‌توانند با کار شاهرخ هماهنگی داشته باشند. یک نکته‌ی دیگر هم این بود که شاهرخ یکی از کارهای ما را شنیده بود که الان اسم آن را نمی‌گویم، خود شاهرخ…

شاهرخ مشکین‌قلم: دقیقاً؛ من هم نخواستم اسم‌اش را بگویم.

شاهین نجفی: یادت می‌آید شاهرخ؟

شاهرخ مشکین‌قلم: آره… آره. وقتی از من پرسید کدام مورد پسندت هست، من سعی کردم اسم آن را نگویم…

شاهین نجفی: آره… گفتم واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟ و تعجب کردم که از بین همه‌ی کارها، چرا آن کار؟! ولی خب این‌طوری شد دیگر...

شاهرخ مشکین‌قلم: به خاطر جسارتی که در آن هست. یکی از کمبودهایی که من در هنرمندان‌مان، حتی هنرمندهای متعهدمان احساس می‌کنم، این است که حس می‌کنم جسارت و شهامت لازمه در آن‌ها نیست. یعنی یک شعله‌ی بسیار کم‌سویی از این جسارت و شهامت را می‌بینم. نمی‌خواهم هندوانه زیر بغل شاهین بگذارم، چون الان روی خط است، ولی واقعیت امر این است که یکی از معدود هنرمندهای جسورمان است که درافتاده با خیلی چیزها؛ خیلی چیزهای سنتی ما، خیلی از واقعیت‌های تلخ فرهنگی ما و من این شهامت را می‌پسندم و من معذب‌ام وقتی دوست نازنین‌‌ام که کارش را خیلی دوست دارم، محسن نامجو، در مصاحبه با "پارازیت" می‌گوید: «نه… کار من سیاسی نیست.»

اصلاً یعنی چه، چرا ما باید از سیاسی بودن واهمه داشته باشیم، ما چه طرحی از سیاست یا سیاسی بودن یا نبودن داریم که تو بخواهی فوری خودت را قایم کنی و بگویی نه… کار من سیاسی نیست؟ در جامعه‌ای که همه چیز ممنوع است، خندیدن ممنوع است، رقصیدن ممنوع است، یک رقصنده خودبه‌خود فعالیت سیاسی دارد انجام می‌دهد. تو چطور می‌توانی می‌گویی که نه… کار من سیاسی نیست؟ نبود این شهامت‌ها، من را همیشه دیوانه کرده.

شاهین نجفی: من هنرمندهای آلترناتیو خودمان را می‌شناسم و می‌دانم در چه فضایی هستند. خود من هم کسی هستم که پیش از این در رابطه‌ی دیگری به نامجو ایراد گرفته بودم و بحث کرده بودم. اما یک چیز را می‌فهمم، من نمی‌دانم چقدر آدم‌های دیگر هستند که در مورد این مسائل خوانده‌اند، با این حال، من خودم را به عنوان یک هنرمند سیاسی نمی‌فهمم. یعنی در واقع، هم حرف شاهرخ را می‌فهمم و هم انتظار دارم حرف کسانی که دارند این صحبت را می‌کنند، فهمیده شود. ما آدم‌هایی هستیم که در داخل و یا خارج ایران داریم زندگی می‌کنیم. یک انسان نمی‌تواند در چنین جامعه‌ای زندگی کند، درگیر این فضاها باشد و بگوید که من سیاسی نیستم، یا علاقه‌مند به مسائل سیاسی نیستم یا بخواهد پشت گوش بیاندازد یا نبیند…

شاید این به این برمی‌گردد که باید اول واژه‌ی "سیاسی" را تعریف کنیم. وقتی مثلاً من می‌گویم هنرمند متعهد، این تعهد یعنی چه؟ تعهد به کی؟ تعهد به چی؟ این را باید به همان نسبت تعریف کرد.

شاهین نجفی: آره… این اصطلاحات است که خطرناک است. مسئله‌ی من این که ما هنرمند سیاسی که می‌گوییم، به این معناست که می‌خواهیم او را به احزاب و جریانات و فکرهای سیاسی متصل کنیم یا نه. من شخصاً خودم هیچ سنخیتی با جریان‌های سیاسی ندارم، اما با این‌حال درگیرم. کسی مثل نامجو را من می‌فهمم. نامجو کسی است که یک زمانی حرکتی انجام می‌دهد که واقعاً از روی قلب‌اش هم انجام داده، ولی وقتی نگاه می‌کند و می‌بیند که برخوردها چگونه بوده و چطور می‌خواهند از او سوءاستفاده کنند، ناگزیر پرت می‌شود به نقطه‌ی دیگری.

در نهایت، من فکر می‌کنم این‌جا مشکل نه فقط هنرمند که کل فضاست. یعنی می‌شود گفت یک رادیکالیسم در جامعه‌ی ما وجود دارد، یک موج‌زدگی و جو گرفتگی‌ای که یک‌باره همه را می‌گیرد و یک‌باره هم می‌خوابد.

مصاحبه‌گر: شهرام احدی
تحریریه: پارسا بیات





نوع مطلب :
برچسب ها :

موزیک ویدئو جدید و فوق‌العاده زیبا از Eddie به نام صلح ... با 4 کیفیت

 ( بدون تگ تبلیغاتی سایت ، به همراه دانلود آهنگ با 4 کیفیت )

البته با اجازه داش زیزو


Download ]
61 MB
Eddie - Solh Video
Download ]
22 MB
Eddie - Solh Video
Download ]
8 MB
Eddie - Solh Video

 

 Eddie - Solh

 Eddie - Solh

  Eddie - Solh

 Eddie - Solh






نوع مطلب :
برچسب ها :

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای تیک تاک به نام از این مدلا

 آهنگسازی خشایار و میکس مستر امیر دیوا

download



 

« تکست » 


ورس 1: 
ازین مدلام که بی خیالم 
نمیدونم کدوم مدل شب کنار کی میخوابم 
یه جوری قفلم که ندارن کلیدامم 
تو دیدی شاخم 
ولی پشت سرم فوحش میدی بازم 
چون برده بلیطامم 
یه سری میگن بدیم یه سری میگن لش 
ولی باز دنبال ما کل شهرو میگردن 
میگن که جوگیرم 
ولی باز لم میدن دورو ورم 
دست میکشن رو ته ریشم 
ولی من میگم برو عقب 
چون نمیخوام درگیر شم 
تحریکم نمیکنن فنچای هفتین جدیدا 
از این مدلام که مثه خودم تقریبا ندیدم 
اصلا معلوم نیس شاید بشینم تو جمع 
نوز شی با دوستت بریز رو هم 
کلا لشم مدل ندارم نمیرم تو کف 


کروس: 
دنبالت میام مثه حولای دورت 
از این مدلا من ندارم 
من ک*و*ن این حرفا نمیزارم 
مثه حولای دورت 
ازین مدلا من ندارم 
نه نه نه ندارم 


ورس 2: 
از اون مدلا من ندارم که بشینم پای حرف 
از اون مدلام که حرف میزنن با یه اخم 
برق میزنن لایه جمع 
برف میزنن با نه دست 
شب میبندن واسه هم 
من دنباله تو نیستم دنباله خودمم 
من ماله تو نیستم خب ماله خودمم 
چندتاهم مثه خودم دورمن 
وقتی که بخوای بری نمیگم برگرد 
وقتیم بخوام بیام بهت نمیگم از قبل 
تو منو دوسم داری ببین من ردم 
دنبال یه سری توضیحم نمیرم اصلا 



کروس: 
دنبالت میام مثه حولای دورت 
از این مدلا من ندارم 
من ک*و*ن این حرفا نمیزارم 
مثه حولای دورت 
ازین مدلا من ندارم 
نه نه نه ندارم 


ورس 3: 
فضولی برات بمیرمم 
سین جیناتو جواب نمیدم 
وزنه هامم نمیدم برام بلیسم 
نمیکنم کاری که نیاد به سیسم 
من آدم نمیشم اصلا ها 
بشی علف دراد 
حتی 
از خوابم نمیزنم برات 
******** 
تیممون خاصه خودمم خاصم 
مختصه خودمه تیپمو ژستمو 
دینمو فکرمو مقدساتم 
مثه اونایی که قبلا دیدی نیست مشخصاتم 
میکرو-فون دستمه 
مد از منه.دزدن همه 
نه نگرفتی سینا رک برتره 
کلا سره.موفقه 
نه بچه قرتی 
*********** 
ساعی دهنت سرویس 
ایرادی تو کرکترت نیست 
تیکتاکم تیک میزنن بام 
متخصصه ژنتیکم گل میزنن بام 
توپه توپم.خوده بنده یه چهل تیکم 
با یه لوله پلاستیکی سنگو نصف میکنم انگار 
متولد فلسطینم 
مخم رد بده جرت میرم 


بریج: 
من اینجوریم 
چرا فکر میکنی باید مثه حولای دورت باشم وقتی این همه حول دورمه 


کروس: 
دنبالت میام مثه حولای دورت 
از این مدلا من ندارم 
من ک*و*ن این حرفا نمیزارم 
مثه حولای دورت 
ازین مدلا من ندارم 
نه نه نه ندارم 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

دمو آلبوم جدید و فوق العاه زیبای محمد بی باک به نام سر اومد زمستون 
که دسته کم تا 30 روز دیگه پخش خواهد شد . این آلبوم که سوپرایز محمد بی باک بوده با همکاری 
رامین منتظری ، آرش نوایی ، آرتین زمانی و ... تهید شده . برای اطلاعات بیشتر در خصوص خرید 
آلبوم ، تهیه نسخه اورجینال به همراه دفترچه شعر به صفحه محمد بی باک در فیس بوک مراجعه کنید 

 

 

Download





نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391

*************************

بررسی میکنیم دیس های آخرین ترک زدبازی و 

Zakhar inja halleh moshkelaa too Ringe/ Nagoo 'Atash Bas' oon male Khoshgela too film e 
اینجا دیس به فیلم آتش بس بوده

 
Emial nazan Zakhar man too ghorbat nemiram/ Too filmet nemiaam o Gorbat nemisham
یه جورایی دیس به بهمن قبادی ( کارگردان فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد ) خیلی ها اینو دیس به هیچکس دونستن که کاملا غلطه 


Arezootam ye mosahebe too Shabahange/ Ke beshi namaayande baadesham Panahande 
دیس به شاهین نجفی که با برنامه شباهنگ کار کرده ! البته میتونه شهرام شب پره هم باشه ! ولی چون میگه پناهنده پس شاهینه 


Har kiam mige bade hatman Davare badie/ Khodesh hichi nashod e o hanooz aalate Daddy e 
این میتونه دیس پیشرو باشه 


Kooh kodoom tarafe? Buluz pelaak tanete o jav migirateto migi 
"TEHRAN MAALE MANE

 اینم مال تی ام بکسه که چند مدت پیش آهنگی با همین مضمون خونده بودن !!!

.................................

اولین کسی که واکنش نشون داد :

 


***********************************

*************





نوع مطلب :
برچسب ها :

 
 آهنگ جدید و فوق العاده زیبای زدبازی به نام تهران ماله منه 
 با آهنگسازی مهراد هیدن. منتظر آلبوم زدبازی به نام زاخار نامه در 
اردبیهشت ماه 

 

 download 128

download 320



[ تکست ] 

▼ 


ورس 1 [ هیدن ]: 
زاخار تور بینمون که نیس // وقتی مثل توپ تنیس 
میپریم از پاریس ونیز // خرج اضافه میشه یه ریز 
ولی ، ما بچه شمرونیم ، آخرشم تهرونیم // یه چند ماه اینجا مهمون تو رو رات نمیدن حیوونی 
اون که حال نکرد پس واسه بیرون واسه ایرون // عربده از هنجره هامون تا خون پاچه بیرون 
با اینکه آبی نیس ولی کوسه داره توش // گرسنه آرزوشون اینه بزنن یه گاز به گوشت 
زاخار اینجا حل مشکلات تو رینگه // نگو آتش بس! چون مال خوشگلا تو فیلمه 
هه هه! چون این بازیا تو کتمون نمیره // چیز خوب نداره بگه بگو خفه خون بگیره 
آه! چشَم به آسمون که پاسبونه خاکمونه // پانسمونه زخم بازو بدن ما واسه اونه 
خوشه پروین کاخ نور که بالا سر تاجمونه // رم میکنیم پا به جلو دنیا نوکـــــ عاجمونه 

کروس [ هیدن ]: 
تهران مال منه ؛ زاخار تو نگو مثل منی وقتی اینجا نیستی که ببینی 
تهران مال منه ؛ کو کدوم طرفه؟ بلوز پلاکـــــ تنته و جو میگیرتت میگی 
تهران مال منه ، تهران مال منه ،‌ تهران مال منه ،‌ تهران مال منه ، تهران مال منه 
زاخار نمیتونی تو بیای از اون دور الکی دستتو تکون نده 


ورس 2 [ جی جی ]: 
وقتی عطسه میکنیم تهران سرما میخوره // بعدم میره و میده ویروسو هرجای کره 
آره 10 سال دیگه هرجا « زدبازی » رد شه // همه جفت میکنن جلو ماها انگاری کفشه 
هاها! « جی جی » در حال بازی با کلمه // ولی سالاد خبری نیست و یه نازی با قلمه 
توام برو دعا کن اگه به خدا شکــــــ داری // اسمم نیار حتی اگه دوتا جکـــــ داری 
ایمیل نزن زاخار من تو غربت نمیرم // تو فیلمت نمیام و گربت نمیشم 
چون همه خبر دارن از زد غیب که نیست // بدون کل تهران با ماست عین چیپس 
آه! چون مسخره بازی بسه داش // اکثر بازی دست ماست 
هرورم باشیم بحث ماست // از لندن و پاریس اند وگاس 
از چپ و راست ، همه دیدن میلیاردریم // چونکه پول داریم لازم نیست دیگه بیلیارد بریم 

کروس [ هیدن ]: 
تهران مال منه ؛ زاخار تو نگو مثل منی وقتی اینجا نیستی که ببینی 
تهران مال منه ؛ کو کدوم طرفه؟ بلوز پلاکـــــ تنته و جو میگیرتت میگی 
تهران مال منه ، تهران مال منه ،‌ تهران مال منه ،‌ تهران مال منه ، تهران مال منه 
زاخار نمیتونی تو بیای از اون دور الکی دستتو تکون نده 


ورس 3 [ ام جی ]: 
آره تهران مال منه / امسال سال منه / انگار کار همه دیگه اشکال داره بده 
تو نه خواننده ای زاخار و نه نوازنده // نه با خودت حال میکنم و نه آهنگت 
آرزوتم یه مصاحبه تو شباهنگه / که بشی نماینده / بعدشم پناهنده 
نه واقعا که ، نیست اینا برازنده // « زدبازی » ولی همه کاراش هماهنگه 
چون تو باور بقیه / کارا استثنایی و ماوراء طبیعه / شده آخر قضیه 
هرکیم میگه بده حتما" داور بدیه // خودش هیچی نشده هنوز آلت ددیه 
من از شمرون تا جیهون رو راست راست راه میرم // پشتم گرم انگار رو آسفالت خوابیدم 
نیست دغدغه // وقتی ریختن رفیقا تو 20 منطقه 
بدخواهام انصافا" مثل پاپیونن // تخم تو گلو انگار استادیومن 

کروس [ هیدن ]: 
تهران مال منه ؛ زاخار تو نگو مثل منی وقتی اینجا نیستی که ببینی 
تهران مال منه ؛ کو کدوم طرفه؟ یه شهر دیگه سرته و جو میگیرتت میگی 
تهران مال منه ، تهران مال منه ،‌ تهران مال منه ،‌ تهران مال منه ، تهران مال منه 
زاخار نمیتونی تو بیای از اون دور الکی دستتو تکون نده 


ورس 4 [ سیجل ]: 
از 15 به بالا دیگه گوش میده به ما / نه به گوشزد بابا / چونکه کارای بقیه دیگه بوش زده بالا 
میگی گشنته زاخار // مگه روزی بیاد که پالتو پوست زده زارا 
به پا لوس نشه کارات که جدی میگیریم // آره "تهران مال مائه" توش نمیمیریم 
صدامون رسیده تا بالا برج میلاد // توام آهنگا رو بزار شاید پر شه ویلات 

آوترو [ هیدن ]: 
تهران منه ، زاخار کارتو ادامه نده // فقط با صدای منه ، باز میشه باش پلکای همه 
و تهران میلرزه لا به لاش!‌ مثل منی وقتی اینجا نیستی که ببینی... 
زاخار نمیتونی تو بیای از اون دور ، الکی دستتو تکون نده ، الکی دستتو تکون نده او او... 





نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391

آشنایـــــــــــی با بهزاد لیتو 

 


آهنگ جدید و بسیار زیبای بهزاد لیتو و پایا به نام توی مه از کمپانی پایدار
و آهنگسـازی پایا و مـیکس و مـسـتر امیر دیوا

download

 

***********************

آهنگ جدید و بسیار زیبای بهزاد لیتو با همراهی لاله به نام فـردا 
با آهنگسازی و اوترو علیرضا جی جی

download

 

***************

آهنگ جدیدِ و زیبای بهزاد لیتو با همراهی پایا و تهم به نام سرم شلوغه از آلبوم بومبا

 آهنگ سازی این کار با تهم و پایا بوده

download

 

***********

ورژن اصلی آهنگ جدید و بسیار زیبای بهزاد لیتو و خشایار به نام آدم فضایی این کار اولین ترک از آلبوم "BOOM" بهزاد لیتو و با آهنگسازی علیرضا جی جی هست 

download

 

****************

آهنگ جدید و بسیار زیبای بهزاد لیتو با حضور عرفان به نام 
تنـد میـرم از کمپانی پـایدار

download

 

************

آهنگ جدید و زیبای بهزاد Leito و مجیکو به نام غافل

 

download

 

 

***********

اجرای زنده آهنگ راه من از عرفان و خشایار با همراهی بهزاد لیتو در کنسرت دبی

 

mp4

wmv

 

*************

آهنگ جدید و زیبای بهزاد Leito ( پایدار ) به نام تهاجم

download






نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391


دیروز به این مقاله برخورد کردم که راجع به هنر اجتماعی - انتقادی و جایگاه یاس در رپ فارسیه. حرفهای دل من بود به یاس و همینطور نقدی که بهش دارم. بسیار موشکافانه است. حتما بخونین و نظرتون رو بنویسین.
با تشکر از نویسنده این مقاله "رضا سلیمی". این مقالات و نقد ها چیزیه که رپ فارسی بهش واقعا نیاز داره. امیدوارم بیش از اینها شاهد این مقالات باشیم.

هنر اجتماعی – انتقادی چیست ؟

در ادامه ی مباحثی که درباره ی یاس و جایگاهش در رپ فارسی مطرح بوده و هست و هر از گاهی بالا هم می گیرد بد نیست که نگاه دقیق تری به معنای هنر اجتماعی – انتقادی ( که بسیاری از علاقه مندان یاس همین ویژگی را دلیل اصلی علاقه شان به یاس می دانند) داشته باشیم و تلاش کنیم معلوم کنیم چه زمانی یک موسیقی اجتماعی می شود . آیا هر هنرمندی که گفت در جامعه مشکلی هست که باید حل کرد اجتماعی و انتقادی می شود یا چیزهایی دیگری هم هست که باید رعایت کرد تا اجتماعی شد . در ابتدا سعی می کنیم معنای هنر اجتماعی را با چند مثال روشن کنیم و سپس به دنبالِ این ویژگی ها در کارهایِ یاس بگردیم .

برای شروع و به عنوان مثال  مسائلی چون اعتیاد یا دختران فراری را در نظر بگیرید . تلویزیون دولتی سرشار از برنامه های مختلفی است که از این مسائل حرف می زنند و از بدی ها و گرفتاری های اعتیاد و فرار دختران نوجوان می گویند . احتمالا همه با هم موافقیم که آنچه که تلویزیون ایران از این مسائل می گوید انتقادی و اجتماعی نیست بلکه تقریبا در تمام موارد با صحبتهایشان موجبات کدورت خاطر کسانی که دل نگران این مسائل هستند را نیز ایجاد می کند . تلویزیون ایران اما چه می کند ؟ آنها به سراغ جوانی ( که ما صورتش را هم نمیبینیم ) می روند و او می گوید که از سر نادانی و جسارت و گوش ندادن به حرفِ " خیر خواهان " آلوده ی اعتیاد و دزدی و رپ و متال و سوء استفاده ی جنسی شده است و زندگی خوبِ قدیمش را نابود کرده است و معمولا در پایان جوانان را نصیحت می کند که آلوده ی کثافت هایی چون الکل و مواد و رپ و شیطان پرستی نشوند و عاقبتِ شومِ خودش را مثال می آورد . این رویکردها بهترین نمونه های آن چیزی هستند که می توانیم رویکردِ ضد اجتماعی بدانیم .

از آن سو اما راه دیگری هم برای دیدن این مسائل هست . مثلا فقرا را در نظر بگیرید . دو نوع نگاه رایج به آنها وجود دارد . یک گروه می گویند که فقرا تنه لشانی هستند که چون کار نمی کنند پول ندارند و آنچه که بر آنها می گذرد حقشان است و ما مسئولیتی در برابر آنها نداریم . گروه دیگر اما در مخالفت با این نگاه می گویند که فقرا هم انسان و جزیی از جامعه اند و ما وظیفه ی کمک به آنها را داریم و ناتوانی آنها تقصیر خودشان نیست . همین گروه اخیر اند که انجمن های خیریه راه می اندازند و بسیار صدقه می دهند .

اما علاوه بر اینها گروه دیگری هم هستند که کاملا چیز دیگری می گویند و از دیدِ آنها دو گروه اول نه تنها فرق چندانی با هم ندارند بلکه گروه دوم ( یعنی صدقه دهندگان ) بسیار هم بدترند . این گروه ( که همان اجتماعی-انتقادی های مورد نظر ما هستند ) اساسا جای دیگری را نشانه می گیرند . این ها سبب فقر را چیزی درون فقرا ( تنه لشی یا بد شانسی ) نمی دانند بلکه در جای دیگری دنبال آن می گردند . آنها نظم اجتماعی ای را که فقیر تولید می کند مقصر می دانند . آنها برای یافتن فقر درون آلونک های فقرا سرک نمی کشند بلکه رو به سوی کاخ های ثروتمندان دارند ( همان هایی که بیشترین صدقه ها را می دهند ) . مثال دیگری می زنم . رفقای سیاه پوست ما دو قرن پیش در آمریکا برده بودند . درباره ی بردگی آنها دو نظر وجود داشت . یکی سفید های بد اخلاق که می گفتند سیاهها مشتی موجودات پست اند که فاقد درک و شعور انسان سفید پوست اند و باید با آنها مثل حیوان رفتار کرد . اما اربابانِ سفیدِ خوش اخلاق برعکس می گفتند که آنها هم انسان اند و حالا که بر اثر بد شانسی سیاه پوست اند ما باید انسانیت به خرج دهیم و هوای این بدبخت های سیاه پوست را داشته باشیم . هیچ کدام از آنها ( چه بد اخلاقان خشن و چه اخلاق گرایانِ مهرورز ) به این فکر نمی کردند که کل نظام برده داری ایراد دارد . برای آنها برده به سادگی برده بود و حداکثر به اخلاقی برخورد کردن با بردگان فکر می کردند . زمانی انتقادی بودن معنا می گیرد که کل این اخلاقیاتِ برده داری نفی و نقد شود . سیستمی که فقیر و برده تولید می کند از اساس ایراد دارد و اخلاقیاتش هم حقه ای برای حفظ همین دستگاه است . مثلا بزرگترین سرمایه داران آمریکا بزرگترین خیّرین آمریکا هم هستند . نقد اجتماعی از فقرا نمی خواهد بیشتر کار کنند یا مثل پولدارها رفتار کنند تا پولدار شوند چرا که همانطور که هیچ برده ای با زیاد و خوب کار کردن آزاد نمی شود در نظامِ اقتصادیِ حاکم بر آمریکا شرط ثروتمند شدن یک نفر ، فقیر شدنِ عده ی زیادی از دیگران است . بنابراین نقد اجتماعی نظامی را هدف می گیرد که فلسفه ی وجودی اش تمایز فقیر و غنی است . اجتماعی شدن همانطور که از نامش پیداست وقتی رخ می دهد که ما نه از آدم ها بلکه از عوامل اجتماعی یاد کنیم . نقد اجتماعی به این کاری ندارد که معتاد و فاحشه و فقیر چه باید بکنند بلکه می خواهد با جامعه و عواملی که چنین موقعیت هایی و انسان هایی را تولید می کنند بجنگد .

اما کارهای یاس در کجا قرار می گیرد ؟ بیایید دقیقا به چند مورد از کارهای یاس بپردازیم . با " بزارین بکشمش " شروع می کنیم . در این کار یاس یقه ی یک مواد فروشِ کنار خیابان را می گیرد و به عنوان عامل بدبختی جوانان و دلیل برهم خوردنِ " کانونِ گرمِ خانواده" می خواهد او را بکشد . اولین نکته ای که باید به آن اشاره کرد  این است که راه حلِ پیشنهادیِ یاس برای برخورد با این " نوکرانِ شیطان روی زمین " دقیقا همان کاری است که دستگاه قضایی ایران با بی باکیِ خاصی در حال انجام آن است ( ما بیشترین آمار اعدام در جهان را داریم و تعداد بسیاری از اعدامی ها هم مجرمین مواد مخدر اند ) و به نظر این کشتارها چندان سودی نداشته است . اما ببینیم با تعریفی که کردیم آیا این نوع نگاه به مسئله ی اعتیاد اجتماعی-انتقادی است ؟ یاس در روایتش بیان می کند که عده ای شیطان صفت با فریب دادن جوانان آنها را معتاد کرده اند و با نابود کردن این اشرار مسئله حل می شود .  در اینجا عده ای بیگانه ( فرزندان شیطان ) به جامعه نفوذ کرده اند و جامعه ی خوبِ ( یا به قولِ یاس "کانونِ گرم خانواده " ) ما را به تباهی کشیده اند . این روایت دقیقا ضدِ آن چیزی است که می توان روایت اجتماعی از اعتیاد دانست . در روایت اجتماعی از اعتیاد هیچ کسِ خاصی مقصر و عامل اعتیاد نیست . خود مواد فروشان هم جزیی درونی از جامعه و برآمده از متن اجتماع اند و کشتن آنها در جامعه ای که در کار تولیدِ فعالِ معتاد و مواد فروش است فقط به جایگذین شدنشان با افرادی جدید و احتمالا زرنگ تر می انجامد . معتاد به خاطرِ اشتباهِ شخصی اش معتاد نشده است ، جامعه ای که همه ی فرصت ها را از او گرفته این بلا را بر سرش آورده . معتادان شماری از اشخاص نیستند بلکه اعتیاد یک جایگاه اجتماعی است که جامعه با ستم و نابرابری کسانی را به آنجا می راند . در واقع حتی می توان گفت که کسی می تواند بدون مصرف مواد مخدر هم این جایگاه را اشغال کند . جوان سی و چند ساله ی بیکار و بی کس و کاری که از بس از سر کارهایِ با حقوقِ ماهی صد هزار تومان اخراج شده کلافه است و مانند سیاهچالی خالی از امید و آینده است و مرگ و زندگی برایش بی اهمیت شده اند ، در واقع فرق چندانی هم نمی کند که مواد بکشد یا نه . یاس همین الگو را در قطعه ی "پیاده میشم " ( که از نظر ساختار موسیقایی کارِ قوی ای است ) هم تکرار می کند . اینجا هم مقصر یک سری آدم اند نه ساختاری که دختر فراری یا مردان حشری ای که می خواهند ترتیب همه چیز را بدهند تولید می کند . جوانی که احتمالا با ماشین پدرش و پولی که چون برایش زیاد است باید با دوستش شریک شود دختری را در خیابان سوار می کند تا از فرصتی استثنایی که برایش پیش آمده است نهایت استفاده را بکند و یاس می گوید  "ا ی کاش [ دختر ] بگه نگه دار من پیاده میشم چون بی شک راه برای ادامه دادن زیاده بی شک " . این قطعه نمونه ی کم نظیری از همخوانی یک آهنگ با ایدئولوژی حاکم و تلاشِ خوبی برای تبرئه ی اخلاق جنسیِ فاسدِ حاکم در ایران است . هر نوع نظامِ اخلاقی ای تلاش دارد بگوید که مجموعه ی دستوراتش فاقد هر نوع تضاد درونی و ایراد ساختاری اند و اگر مشکلی هست افراد با انتخاب های بدِ خودشان موجب آن اند و مسئولیتش متوجه سیستم نیست . احتمالا در اینجا نیز همه با هم موافقیم که اخلاقیاتِ جنسی حاکم بر ایران که رابطه ی جنسی را فقط از طریق ازدواج های بلند مدت ممکن می داند ناگزیر مثل یک کارخانه ، فاحشه و آدم تشنه ی سکس تولید می کند ( و طلاق را هم به شدت افزایش می دهد ) . حالا این نظامِ جنسیِ ناکارآمد که خط تولید فاحشه است ( هم نر و هم ماده ) برای دفاع از خود چه می کند ؟ همان کاری که پیشتر گفتیم . این نظمِ جنسی مدعی می شود که که افرادِ آسیب دیده " راه " اشتباه رفته اند و از میانِ " این همه راهی که برای ادامه دادن بود " راه غلط را انتخاب کرده اند . نتیجه اینکه حالا چون این جوانان ( معتادها ، فاحشه ها و ... ) راه درست را انتخاب نمی کنند ( البته به این دلیل ساده که اصلا راهی نیست چون اخلاقیاتِ حاکم همه ی راهها را بسته است ) پس آنچه بر آنها می گذرد حقشان است . روایت یاس از مشکلات جامعه دقیقا به همینجا می رسد . یاس با ترسیمِ جایگاهِ کاذبی از انتخاب برای قربانیانِ جامعه دقیقا جلوی انتقادی و اجتماعی شدن مشکل این افراد را می گیرد و در نهایت بستری ایجاد می کند که نظمِ حاکم با توسل به همین جایگاهِ کاذبِ انتخاب ، خودِ افراد و نه ساختارِ اجتماعی را مقصر جلوه دهد .

 این قطعه اما از یک نظر دیگر هم محافظه کار و ارتجاعی است . دوستانِ تیزگوشی که به موسیقیِ این کار دقت کرده اند شاید متوجه مسیری که موسیقی طی می کند شده باشند . این قطعه با دکلمه ای آغاز می شود و بیت هم بعد تر به آهنگ اضافه می شود . در میانه ی کار دو سه سازِ ایرانی با نوایی سنتی وارد کار می شوند و هر چقدر جلو می رویم ( یعنی به رستگاری نزدیک می شویم ) حضور پررنگ تری پیدا می کنند تا در لحظه ی نهایی نجات ( یعنی لحظه ی پیاده شدن دختر ) بیت به طور کامل حذف می شود و همین نوای سنتی باقی می ماند . یعنی خود موسیقیِ کار گذار از گند و کثافت و فاحشگی ( یعنی رپ ) به رستگاری و نجات و پاکدامنی است ( یعنی موسیقی سنتی ) . حال این کار را مقایسه کنید با کارهای نابغه ی آهنگسازی رپِ ایران ، مهدیار آقاجانی . قطعه ی " صبح معنوی " از قاف که آهنگش را مهدیار ساخته دقیقا از جایی آغاز می شود که کار یاس تمام می شود . نوای سازی سنتی که در یک چرخشِ هنرمندانه ماهیتی هیپ هاپ می گیرد . دقیقا برعکس یاس که رپ را قربانی موسیقی سنتی می کند ما اینجا با نوعی ارتقای موسیقی سنتی به زبانی امروزی طرفیم . کاری که مهدیار به شکل حتی هنرمندانه تری در اینتروی آلبومِ جاویدانِ سروش هیچکس " جنگلِ آسفالت " هم انجام داده بود .

در نهایت اینکه منتقد اجتماعی صرفا ایرادات و حفره های اجتماعی را نمی بیند . او با جستجو در جاهایی که انگار ایرادی ندارند مسئله ای را اجتماعی می کند . هنرمندِ منتقد " ترک آسفالت را در جایی که صاف است " می بیند . او به درونِ آینه های ساخته ی اجتماع نمی نگرد تا اشکالات را برای ما بازگو کند چرا که می داند اشکال از خود ِ آینه است . درسِ او این است که بیهوده نباید به این آینه ها خیره شد چرا که این آینه های تقلبی اصلا " تو رو به تو نشون نمیدن " .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط علی az در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391

آشنایـــــــــــی با بعضــــــی رپرا 





 

« بیوگرافی کوتاه از امیرعلی A2 » 

امروز می خوام « امیر علی A2 » رو بهتون معرفی کنم که البته الان شناخته شده است ولی ممکنه بعضی ها 
حتی اسمش رو هم نشنیده باشن! لازم به ذکر است که امیر علی در آهنگاش از تکست های انگلیسی هم 
استفاده میکنه و این نشون دهنده قدرتش تو رپ هست. و همچنین در آهنگاش از کلمات رکیک استفاده میکنه 
پس وولوم و صدای اسپیکر هاتون رو بلند نکنید! در ادامه تمام آهنگ هایی که خونده رو برای دانلود گذاشتم و 
توضیح کوتاهی در مورد هرکدومشون دادم. پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید و لذت ببرید... 

 



A2 - Intori 
A2 - Khoda Nazdike 
A2 - Asarate Janebi 
A2 - Lash Bazi 
A2 - Tehran Ajibe 
A2 - Ill Stories 
A2 - Jadidan Harja Miram 
A2 Feat.Sina - Khaterehaye.Ghabli 
Uh vs. Poquito Mas 

 

 
باز شبه و هجوم خاطره های قبلی 
قیافه ی تو با اون چشای وحشی 
نگاهای غمگین و نازای عمدی 
وقتی میریم دست تو دست از راهای فرعی 
رقصیدنت باهام با لباسای رسمی 
نشستنت رو پام تو موقع های مستی 
نگاهای غمگین و نازای عمدی 
موهای مشکی و چشای وحشی 

یه کاغذ پر شعر با خط خرچنگ قورباغه 
یه مینه که قافیش حتما جور باشه 
نه اینم اصلا خوب نیس پاره کن و دور بریز 
یه ورق سفید دیگه رو بزار روی میز 
چون وقتی بهت فکر میکنم میخوام چت بشم 
اره بالا میارم وقتی که به فکرتم 
نمیخوام اسمتم تو اهنگام هی بگم 
دنبال بهونم که کاغذرو جر بدم 
پیش خودم میگم باشه دافی مارو دور زدی 
توهم زدی تو ماشین و مام جردنیم 
واسه همین میگن نپرین با هر دختری 
A2 نشنید دادا خوب با مغز خورد زمین 
چشامو میبندم یادم میاد چار سال پیشو 
کاش این لعنتی هیچوقت باهام اشنا نمیشد 
اگه داستان دیو و پری راست باشه اینو 
من این چهار سال پیشو نبین داشت تازه میگفت 
امیر عاشقتم 
میخوام بین منو تو بشه این فاصله کم 
آره یه کم برام شده غیر قابل فهم 
که چطور یه آرزو خودشو یه خاطره کرد 
بین این همه اومد و گذاشت دست رو من 
زود از دست میره هر کی زود به دست اومد 

باز شبه و هجوم خاطره های قبلی 
قیافه ی تو با اون چشای وحشی 
نگاهای غمگین و نازای عمدی 
وقتی میریم دست تو دست از راهای فرعی 
رقصیدنت باهام با لباسای رسمی 
نشستنت رو پام تو موقع های مستی 
نگاهای غمگین و نازای عمدی 
موهای مشکی و چشای وحشی 

have i told you how *** you much you drives me crazy 
when i hold you,angel say you like me baby 
its complicated, because of remember of the moments in my nights lately 
am i damn you,you doing the right to hate me 
on a suddenly the sound of a light new waste me 
i kept on giving you a chance to stay,but if you get the hands away 
lets O.K. you lost me and im not gonna find you 
you face the someone else cause *** money the blind you 
becaus i know yoy over seen was shadow, 
was crawling behinde you 
hey someone has the noise,QUIET!!!draws around you 
so the soul i had it say it son an........ 
but i think in alittle time to forgiving the shit! 
so im writing this running out of my mind 
dont let me see you bit*h,on the turn of 
*** my lined 
but ill get to *** it all saying live of bride 
now you broke a turn around and get the *** out of my side 
couse i love you,you love me? 
*** you,because when you lie get too ugly 
just like me when i find she to rhyme with 
just like a another bi*ch,im always in personal goal 
thats all i know,sorry that i fell in love with the whole 
i cannot las on my neverland to give me no more 
you sleep with someone else bi*ch... 

باز شبه و هجوم خاطره های قبلی 
قیافه ی تو با اون چشای وحشی 
نگاهای غمگین و نازای عمدی 
وقتی میریم دست تو دست از راهای فرعی 
رقصیدنت باهام با لباسای رسمی 
نشستنت رو پام تو موقع های مستی 
نگاهای غمگین و نازای عمدی 
موهای مشکی و چشای وحشی 

حالا رو هوام توپ داره میره تو سبد 
وسط راهم یه دست اومد توپو زد 
اره تیریپ اینه تو بسکتبال بعد زنگا 
نفسم داغ داغه گرچه سرده حرفام 
چون واسه این که رله شم و خسته شم تا 
بی تریپیاتم بیاد و رد شه در جا 
آره بچه اما دیگه میگذرم ازت 
انگار طنابای اسارتو میکنن ازم 
حالا گوش کن تو بغل هر کی لم دادی 
یا با هر کی تنهایی رفتی هر جایی 
نمیخواستم همه چی رو برات امشب بگم 
ولی خاطره ها میان که رو نروم برن 
پیش بکس وانمود میکنم ریلکسم 
رو کاغذ سیاهیا انگار دارن میرقصن 
صدام در نمیاد چرا یهو چت شدم؟ 
دیگه لعنت به من اگه به تو فکر کنم 
وقتی مژه میزنی که یه وقت نریزه اشکات 
یا سره پایی زل میزنی به نوک کفشات 
منجمد میشه خون داغ تو رگهات 
میگیره صدات و یخ میزنه دستات 
پس اگه تند میرم بهم بگو یواشتر 
نمیخوام بگن A2 رو یه دافی هواش کرد 
چون A2 دوس نداره در بیارن براش حرف 
که جلو اشکشو نگرفت هر چی تلاش کرد 

*******************************************

 
نگاها روم سنگینه همیشه 
واسه مائه میگن تهران مریضه 
مث ما رو كسی جایی ندیده 
بم نمی خورین هیچ جوره 

تهران عجیبه سختگیره همیشه اما 
همه می دونن ما همیشه هر جا 
بالا چارت واسادیم قوی تر از بقیه 
اون بالا چپ چپ نیگا به هركی رد می شه 
زاخار معمولی دوس داشتی من بودی 
بپا نتركی از حسودی و نسوزی 
انقدر تند می ریم پشتمون به بقیه س 
چونكه شهرمون جوره بامون سلیقه ش 
شورشی و بی دلیل خیلی كم مث منو می بینین تو رپ 
عین جیمی دین غولم! 
بم نمی خوری اگه لات بودی برا من 
بات شوخی ندارم 
من دیوونه ممیكوبم رو پیشونیت یه علامت 
قرمز و "تق تق" اینجا رسمش همینه 
روز خوب میره روز خیلی بد تو كمینه 
دنیا هر روز همینه 
چرخیده مثل دافت توی دست بقیه 

نگاها روم سنگینه همیشه 
واسه مائه می گن تهران مریضه 
مث مارو كسی جایی ندیده 
بم نمیخوری زاخار هیچ جوره 

تهران عجیبه شهریه كه سخت می شه فهمیدش 
لای كوچه ها رو شورو شیش چار ام 
هیچ جا ام عین اینجا نیس 
گرگ و میش با هم مهربون 
گلو می پیچن و تخمو می كارن 
همیشه قهرمانه همیشه سرپاس 
قوی و مواج عین بكای سمپراس 
عمو تونی تنها توی لوله هاس 
صدا جیغ ویغ شبا توی گوش ماس 
خدا نزدیكمه یه لوله بام زده 
با سگا رقصیدم و رو جوجه هام كره 
رو بال لاشخورا دوروورو دیدم 
كه بهم می گه بوم وقتی سولوتركو می دم 
بوم! 
خیلی خاص زاخار این تو خون ماس 
صدامونو گوش كن چون پیچیده تو كوچه باز 
دنیا بهم داده بچه مونم توی راس 
همه چی یم خوبه داش همه چی یم روبراس 

نگاها روم سنگینه همیشه 
واسه مائه می گن می گن تهران مریضه 
مث مارو كسی جایی ندیده 
بم نمیخورین هیچ جوره 

*************************************

بازم دور همیم و شبه و همه جا بستس 
بیکاریم و ولو ایم و آخر هفتس 
زنگ میزنن میگن لواسون مهمونیه پس 
بکن و متا رو برسون یه جوری به من 
خشی میگه نه و بیخیاله برنامه شیم 
حسش نیس پاشیم تو این سرما بریم 
میگم غر نزن میبرمت یه جای خوب 
یه دافه اوف بیاد ببرتت یه جای توپ 
با نور کم و بوی سیگاریو صدای دوپس 
بری بالا یه لایه اسید و یه لایه دود 
میرسیم دم در یه خونه با سقف بلند 
کلاغای روی دودکششم نئشه شدن 
منم دست خودم نبود هر چی پیش اومد 
تو تاریکی یهو یه دافه سگ سیریش اومد 
نیومده لبه رو داد و روم افتاد و سری 
میگه منو ببر هوا میگم خوب باشه ولی 
دوره لباتو لیس میزنی چیه تشنته؟ 
یا این حرکات جلف شبا جای چشمکه؟ 
نمیگیرمت اصلاً انقدر به من حس نده! 
آره امیر علی قفل شده رو تو چت زده! 
الان عکست تو لیوان ویسکی منه 
دارم توهم میزنم جلوم لیندسی لهنه 
توهم و فازه خنده و بی حسی 
هاها اثراته جانبیه THC ! 
یه سری خراب و ولو میخورن شراب و ملو 
دافاشون با لوله میکشن بالا موّادو یهو 
حواستو جم کنو بپا چی میدن دستت 
اینجا سالی سه نفر از OD میمیرن بچه! 
اینجا سگدونیه ولی خوب سگا شیک پوشن 
شبا اینجان صبحا بیرون متا میفروشن 
دماغای همه کیپ و مخاشون هنگه 
خلاف اوّلیه شون جانی واکر و بنگه 
میخوای بمونی؟ باس اهل مصرف باشی 
یوقت مامی نگه پسرم از دس رف داشی! 
پس یا بمون پیشه ما و بچوق پشته سر هم 
یا برو خونه و نیگا نکن پشه سرتم 

میگی پیشم میمونی ولی همیشه زود میری 
اسیرهاثرات جانبی دود میشی 
در گوشت میگم میخوامت و تو هم گوش میدی 
میگی... 
هومم! تازه داره فاز میده! 
وقتی نگام میکنی و چشات خمار و مسته 
میام پیشت و میخوام بگیرم دوباره دستت 
تو هم تلو تلو میخوری و خراب و نعشه 
میگی... 
هومم! تازه داره فاز میده! 

یکیو میبینم داره میاد طرف ما 
یه داف و یه زیپّو و دو سه گرم علف نآب 
کو*ش عقب عقب میاد خودش جلو جلو میره 
تلو تلو میخوره و یهو ولو ملو میشه 
سیر دود بودم دیدمش و چتیم پرید 
حاجی یه ماری واسه منم بپیچ سری 
توّهممه یا واقعاً میاد همین وری؟ 
"خوشگله تو امشب از ماها ردیف تری!" 
پس اگه راه داره امشبه رو ماله من باشو 
سفارشای مامانو بزا واسه فردا صبح! 
چون تا اون موقع تموم میشه کار من با تو 
میگم بای بای! میگیرم شماره همراتو! 
چونکه وقتی پا میدی بم تو بغل دوس پسرت 
و با زبونت آروم میکشی رو پوست لبت 
میگم دوباره یه لش و لوش سگ حشری که 
امشب با منه فردا با صد نفر دیگه 
میشناسمت با من تیریپه سنگین نزار 
تو هم بچوق که دو نفری پرت شیم فضا 
اینو بزن دوتا سرفه کن ب*ا میری دخی 
تو فکرم برنزو پلاتینی شدی 
زیادی زدی حواست دیگه پرته دختر 
شدی شبیهه آدمای پرت ک* مغز 
ولو شدی رویه کاناپه و خشکت زده 
پاشو لنتی توهمه ک* شر نده! 
چونکه نمیشه یکی مثه تو چت زده باشه 
پاشو یه تکونی بده به اون هیکل نازت 
وقتشه دیگه ببرمت یه جای خلوت 
تخت و علف و من و تو و صدای تق تق! 

میگی پیشم میمونی ولی همیشه زود میری 
اسیر اثرات جانبی دود میشی 
دره گوشت میگم میخوامت و تو هم گوش میدی 
میگی... 
هومم! تازه داره فاز میده! 
وقتی نگام میکنی و چشات خمار و مسته 
میام پیشت و میخوام بگیرم دوباره دستت 
تو هم تلو تلو میخوری و خراب و نعشه 
میگی... 
هومم! تازه داره فاز میده! 

یه نخ دیگه کافیه تا همه چت کنیم 
فکر کنیم بین پلوتون و نپتونیم 
دارن کلفت بارم میکنن دوستو دشمن 
میگن بسّه بیخیال دود شو لطفاً 
یکی دیگه میخوام! چیه کره کردی توأم؟ 
جی کمه فقط میرسه به هرکی دو نخ 
داره یه صدایی میاد همه وحشی شدن 
زیفها دارن میچوقن و هب میکنن 
یه پملا یه گوشه واسه خودش ریلکسه! 
خشی میگه حالا برمیگردم میگم شت! 
آخه این لنتی چرا باس اونجا وایسه تنها؟ 
اونم با مویه N3 و سایز 80؟ 
"تنهام بزار!" باشه الان میرم! 
خشی درو دافا دیگه دارن خراب میشن! 
"چرا چون اینجوری دارم بهت جواب میدم؟" 
نه! اینو از رو پیرسینگ لبات میگم! 
تورو نمیدونم (هومم)، ولی من یجوریم 
مث زیدم میخوام برم با کلّه تو سینت 
شما بند سوت*نتو بسته بودی نه؟ 
منو نمیبینی هرچی برات دست تکون میدم؟ 
بیا بریم یه جا که همه چی ردیفه تا صبح 
راند سوّمه شبمو تو حریفه ما شو 
حرفه ای باشی تو کیفه چنله قلابت 
پکه durex کناره rimmel و L`oreal 
فقط امشب چرا تیریپ اینطوریاه 
انگار تن همه دافا ست ویکتوریاه 
پاشو بچه، دیگه دود و ویسکی بسه 
دیگه نوبته foreplay و dirty dance 
بیا آروم رو کمر و پشتم بخواب 
یه خواهشه دیگه: چراغارو روشن بزار! (هاها!) 

میگی پیشم میمونی ولی همیشه زود میری 
اسیر اثرات جانبی دود میشی 
دره گوشت میگم میخوامت و تو هم گوش میدی 
میگی... 
هومم! تازه داره فاز میده! 
وقتی نگام میکنی و چشات خمار و مسته 
میام پیشت و میخوام بگیرم دوباره دستت 
تو هم تلو تلو میخوری و خراب و نعشه 
میگی... 
هومم! تازه داره فاز میده!

********************************

 
جدیدا هر جا میرم همه حواسشون به ماست 
چسی میان بهم بگن خلافشون بالاست 
همه دیگه اکس ایه سوپر اس دارن 
یا تو کیف چنلشون پک دیورکس دارن 
همه چت بازن و رفیق کاسبای شاخن 
واسه هولا آرزوان و واسه ما یه دافن 
آویزونه یا اکیپ کوکولی بازن و دنگ نمی دن 
چون دیشب بهشون گروپی دادن 
جدیدا هر جا میرم میاد باهام همیشه یه نفر 
همه صمیمی میشن از آهنگ جدیدت چه خبر!؟ 
زاخارا می دونن که من همیشه یه انم 
اونایی که می تونن بم بگن امیر علی کمن 
جدیدا دور و برم برنامه ها قر و قاطی میشن 
دافا مارتر شدن و به پر و پام می پیچن 
انقد وحشین که جای گازشون هنوزم 
رو شیکم و کتف و لپ و کمر و گلومن 
همشون کبودن منم همیشه تو دید 
خط رو شقیقه عینک لویشه دودی و 
پشت سرم رد چش صد هزار نفر 
که می پان منو واسم از سگا هارترن 
می خوام برم یه طرفی با فاز وحشی تر 
من پاشیده بودم اونجا که داف لش می کرد 
هر موقع بابی ... و وید و هش 
می پیچید و علیرضا ک* 48 می کرد 

جدیدا هر جا میرم 
جدیدا هر جا میرم 

جدیدا هممون کرخیم و لش رو کاناپه 
تو اکیپمون فقط مشروب آزاده 
دیگه فرق نداره اصلا هیچ کدوممون 
اگه بگن بابی باره هش تو راه داره 
تو کندیم داشی ما از خلافای لایت 
بیرونه سگ دونی ایم و سگا مال مان و 
کلانا نگاه می کنن یه جوری به سر و پای ما 
جدیدا هر جا میرم ولن یه مشت خرابه لش که 
یکیشون پا میده و وید شرابه دستش 
از اون لاشیایی که علنی خرابه وضعش 
و می دونی جر میده بده تماسه دستش 
جدیدا دیگه آدما بام غریبه ترن 
جوجه رپرایی که ازشون همیشه سرم و 
چن تا چت هایی که فک می کنن رفیق منن 
یه مشت ک* شر که همشون شبیه همن 
ولی با اینکه همه چتن و فازشون غلطه 
همه می دونن که امیر علی کارشو بلده 
آمار لش بازیشون روعه واسه همه 
بین همشون یه گروپه که تو کلاس منه 
من یه نفری رسیدم به اینجا که وایسادم و 
با لاشی و لشا یه تیریپ خاص دارم 
پوزخند می زنم به چاقالای خزشون 
شاخهاشونم مثه شاهه زیر آس دارم (!) 

جدیدا هر جا میرم 
جدیدا هر جا میرم

*******************************************


 




نوع مطلب :
برچسب ها :

ایــن دســــت نوشت صــرفا بــــرای هـــــواداران 
شاهین نجفی و جواب به كسانی هست كه با او 
افتـــــرای شیــــطان پــــرست بـــــودن زدنــــد . 

 

آنچه از زبان من منتشر می‌‌شود یقینا حجت است برای کسانی‌ که به ما گوش فرا می‌‌دهند.همانانی که می‌‌دانند میان ماه ما تا ماه گردون چه تفاوت‌ها ایست.آنانی‌ که نوشته‌ها و ترانه‌های زخمی ما را در مقام شنوندگانی صرف گوش فراندادند و تفو بر من اگر مخاطبانم ،مخاطبانی صرف نباشند و من تنها خواننده و شاعری باشم برای لحظاتی زودگذر و سطحی گری و جماعت پشت سر جمع کردن.چندین ماه است که از انتشار ترانه ی "شر اعظم" می‌گذرد و همچنان دوستان و بد خواهان سوال میکنند و توهمات و ابهامات ذهنی‌ خویش را با ما در میان میگذارند و من بیش از صبر خویش سکوت کردم تا واکنش‌ها را حلاجی کنم.و امروز آنچه میگویم تمامی‌ این ورس کوتاه کار "شر اعظم" است. 

آنکه می‌خواند و در پی‌ شناخت است ناگزیر از تحقیق و دانستن است.در این میان باور دارم که نمیتوان از کتب مقدس ادیان به راحتی‌ گذشت.درگیری ذهنی‌ من با قرآن،بیبل(عهد عتیق و عهد جدید) از سنین نوجوانی آغاز شد و تا به امروز این ادامه دارد. 

نوشته ی کوتاه من در کار"شر اعظم" در ابتدای امر تجربه‌ای بود در راستای استفاده از مفاهیم و المان‌های بیبل .ادیان مدعی این هستند که کتاب و زبان‌شان تکرار نشدنی‌ ‌ست و من بر خلاف این فکر می‌کنم. قرآن و بیبل برای من از جهت متن شناسی‌ زیبا هستند پس آنچه که زیبا ‌ست تنها میتواند طبیعی باشد و ربطی‌ به ماورا ندارد.پس قاعده این است: ما نیز میتوانیم اینگونه بیافرینیم. 

آنان که مرا می‌شناسند می‌دانند که ما را از جهت اعتقادی چه میشود. مفاهیمی چون خدا و شیطان تنها در هنر و ادبیات برای ما قابل پذیرش است همانقدر که سیمرغ و همانقدر که آشیل یا دیونیزوس و آپولون.جدای از این، نفس پرستش برای ما زیر سوال است.پرستیدن به زعم من توهین به شعور آدمی‌ ‌ست.پس دیگر اهمیتی ندارند که عده‌ای کودک و شاید بدخواه بخواهند به ما برچسب پرستیدن کسی‌ را بزنند.شیطان و خدا بیشتر قابل ترحّم هستند تا پرستش. 

شر اعظم چیزی نیست جز معماری واژگان مقدس .همین که بسیاری را دچار این وحشت کرده است که آیا این متن از زبان یک موجود ماورایی ‌ست یعنی موفّق بوده است.اما اگر من به این ذهنیت باطل کمک کنم و آن را در جهل باقی‌ بگذرم خیانت است.مخاطب هوشیار و با مطالعه که شاخک‌های ذهنی‌‌اش قوی کار می‌کند میفهمد که انگار این ترانه یک تست هوشی ‌ست. یک امتحان است .و من چرا پنهان کنم که لذت میبرم هر چند وقت یکبار عده‌ای که بیهوده به ما گوش میکنند را بپرانم.ما باید دورمان پرنده باشد و نه حشرات بالدار ،که پریدن مگس کجا و پریدن قرقی و زغن کجا.بسیاری می‌پرند.پروانه اند اینها باید لالایی بشنوند.عده‌ای هم بال دارند اما مرغ خانگی اند و آنها را با خطر کردن‌ها ی ما چکار؟ اینگونه ما هرس کردیم مخاطبان سست را.همان طور که با هیچ هیچ هیچ عده ی را با آگاهی‌ کامل پراندیم. 

بار‌ها و بارها گفته‌ام که ما در برابر انسانیت سجده می‌کنیم .در واقع در برابر چیزی که نیست .چیزی که حسرت آن را می‌کشیم.از این روی در انتها میگوید:سجده جز در برابر تو حرام.این سخن شیطان خطاب به خداوند است که اینبار از زبان ما بیرون می‌‌آید در برابر انسانیت. 

بسیاری از نشانه‌هایی‌ که در ترانه به آنها اشاره شده است وام گرفته از کتاب عهد عتیق یا به اصطلاح ایرانی‌‌ها همان تورات و عهد جدید یا همان انجیل است.برای ذهن خام که همه چیز را در محدوده ی خدا و شیطان میسنجد یقینا این یک چالش خواهد بود.انسان‌هایی‌ که به خدا اعتقاد دارند به همان اندازه به شیطان نیز باور دارند.چرا که باید از ترس شیطانی خیالی به خدایی خیالی پناه ببرند.مخاطبان حقیقی‌ ما در رحم مادران و گهواره‌ها هستند.و حال به تو میگویم،ای کسی‌ که باورت سست شد وقتی‌ "شر اعظم" را شنیدی.بازی خوردی.به این ترتیب، قضیه حرمت خود را از دست داده است.مهم نیست دیگران چه فکر میکنند .تو چگونه فکر میکنی‌؟ 

به همین راحتی‌ از متنی که هیچ در خور نیست و تنها با بازی با اسامی مکان‌ها و مفاهیم مقدس توانست تو را فریب دهد، به اندازه یک تاریخ فریب خدایان و شیاطین خیالی را خورده ای.بگذار صمیمانه به تو بگویم اگر بنا بر چیزی بودن باشد ،من ترجیح میدهم خود شیطان یا خدا باشم تا یک شیطان پرست یا خدا پرست ابله .اما چه کنم که من قابل ترحّم نیستم و خدا و شیطان چرا.پس به انسان بودن قناعت می‌کنم. 

شاهین نجفی 13,01,1391





نوع مطلب :
برچسب ها :



( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


فقط رپ ...

مدیر وبلاگ : علی az
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
زاخار نامه چطور بود ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :